تاريخ : سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 ساعت: 13:10
اشكی كه بیصداست...تاريخ : یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت: 13:26
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت
گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد
گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی
تاريخ : دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت: 15:4
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
دیشب که شکست بغض تنهایی من
وابستگیم را به تو باور کردم
تاريخ : دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت: 14:55
چشمش به ماه بود و دلش سر به راه بود
شاعر تمام فلسفه اش اشتباه بود
شاعر ! تمام خاطره ها را مرور کرد
آری ! شروع حادثه از یک نگاه بود
حالا فقط به خاطر چشم تو می سرود
چشمی که ساده بود ولی بی پناه بود
آمد نشست خسته و آرام تکیه کرد
بر شانه های زخمی مردی که گاه بود
گاهی هم آسمانی و گویی هزار سال
در انتظار دیدن چشمی سیاه بود
تاريخ : جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت: 19:0
سازنده ترین کلمه((گذشت)) است...آن را تمرین کن. پرمعنی ترین کلمه((ما))
است...آن را به کار بر. عمیق ترین کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بی
رحم ترین کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن. خودخواهانه ترین کلمه
((من)) است...از آن حذر کن. نا پایدارترین کلمه((خشم)) است...آن را فرو
بر. بازدارنده ترین کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترین
کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه((طمع)) است...آن را
بکش. سازنده ترین کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن
تاريخ : سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 ساعت: 18:16
از تنگنای محبس تاریـکــی
از منجلاب تیره این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه ای خدا قادر بی همـتا
تنها تو آگهی و تو میدانی
اسرار آن خطای نخستین را
تنها تو قادری که ببخشایی
بر روح من،صفای نخستین را
تاريخ : شنبه پنجم خرداد 1386 ساعت: 14:59
اشك هنگامي زيباست كه براي عشق باشد /عشق هنگامي زيباست كه براي توباشد / وتوهنگامي زيباي كه براي من باشئ
تاريخ : دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 ساعت: 13:46
يه كلاغ پير و تنها روي اين شاخه نشستهتاريخ : جمعه دهم فروردین 1386 ساعت: 11:51
با یک دنیا غم و حسرتدل ازآغوش تو کندم
دیگه حتی یه بار من
به عشقت دل نمی بندم
به آسونی ِ یک قصه
تو از عشقم گذر کردی
دلم یک گوله آتیش بود
تو اونو شعله ور کردی
میان این همه عالم
شدم تنهاترین تنها
منو اینجا رها کردی
تو در این گوشه دنیا
با یک دنیا غم و حسرت
دل از آغوش تو کندم
دیگه حتی یه بار من
به عشقت دل نمی بندم
تاريخ : یکشنبه دهم دی 1385 ساعت: 20:29
زندگی مثل رود در مسیری مشخص و جاری در حرکت است و ما فقط نظاره گر آن هستیم
در حالی که گمان می بریم در آن نقشی داریم.